
خشم و هیاهو
خشم و هیاهو» روایت فروپاشی خانوادهای اشرافی به نام کامپسون در جنوب آمریکا است. فاکنر داستان را از زاویه دید چند شخصیت مختلف و در زمانهای متفاوت روایت میکند؛ روایتی پیچیده که ذهن خواننده را مدام میان گذشته و حال جابهجا میکند.
بخش اول داستان از دید بنجی، پسر معلول خانواده، روایت میشود که ادراک او از زمان و واقعیت پراکنده و آشفته است. بخشهای بعدی از نگاه کوئنتین و جیسن، دو برادر دیگر، ادامه پیدا میکند و هر کدام تصویری متفاوت از زوال اخلاقی، شکستهای شخصی و ازهمپاشیدن ارزشهای خانواده ارائه میدهند.
فاکنر با این ساختار روایی نوآورانه، تصویری تلخ از فروپاشی سنتها، بحران هویت و زوال اجتماعی در جنوب آمریکا پس از جنگ داخلی ترسیم میکند؛ رمانی که به دلیل تکنیک «جریان سیال ذهن» و روایت چندصدایی، به یکی از شاهکارهای ادبیات مدرن تبدیل شده است.